خرید بک لینک
چون دلارام می زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم

برچسب: نگردانیم, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:30

من عشق ام رادر سال بد یافتم

که می گوید" مایوس نباش"؟

من امیدم را در یاس یافتم

مهتاب ام رادر شب

عشق ام را در سال بد یافتم

وهنگامی که داشتم خاکستر می شدم گُر گرفتم.

"احمد شاملو"

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

پس معلوم شد که معلوم نیست احوال عاشق. الا تا معشوق او را چون خواهد ...

"فیه مافیه" مولانا

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

الهی...

نظر بر ما مُدام کن

و شادیِ خود بر ما تمام کن.

خواجه عبدالله انصاری

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

چون دلارام می زند شمشیر سرببازیم و رخ نگردانیم...

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

مرا

تو

بیسببی

نیستی.

بهراستی

صلتِ کدام قصیدهای

ای غزل؟

ستارهبارانِ جوابِ کدام سلامی

به آفتاب

از دریچهی تاریک؟

کلام از نگاهِ تو شکل میبندد.

خوشا نظربازیا که تو آغاز میکنی!

احمد شاملو

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

نمی دانم چه حکایتی است حکایت دل،نه گل، دلست که آتش می گیرد ،داغ می خورد، بر می آشوبد،زیر و زبر می شود ،گیج می شود ،مست می شود،پیلی پیلی می خورد و به گوشه ای می خزد،بعد اتفاقی می افتد،دلش گرم ،دل دل گرم می شود،جانش ،جان دل آگاه می شود ،به بصیرتی ،شناختی می رسد،آرام می شود ،سوخته و گداخته اما آرام،

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

بی بی های ما پای دار قالی حرفهایی می زدند...

می گفتند تار و پودی که زن آبستن و زائو ابزار زده باشد ، شل و وارفته است .

فرشی که پیرزن بافته باشد ، گرم است و به درد خواب زمستان می خورد ...

فرش دختر مجرد تیز رنگ است و تند و چشم را می زند ...

اما همان ها می گفتند که امان از قالی نوعروس و دختر عاشق ...

نقشش هزار راه می برد آدم را ...

نقشش غلط است ؛ مرغش سر می کند توی گل و گلش میرود زیر بال و پر مرغ ، اما عوض ش تا بخواهی جان دارد...

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

در حال گوش دادن به رادیو پیام هستم، گوینده محترم از مکاتبات مادر ترزا سخن می گوید... از ظلمتی که روح ترزا دچارش شده بود ،این که حضور خداوند را سالهای بسیاری بوده که حس نمی کرده... دلم می گیرد.. قلبم مچاله می شود...کاش پاسخی داشتم ...ندارم بیاد فیلم سکوت مارتین اسکورسیزی می افتم که راهبی سالها خداو

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 2:55

صفحه بندی